به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ در بحرانهای انسانی، غالباً تمرکز رسانهها بر آمار تلفات یا تحولات سیاسی است. اما آنچه در پشت صحنه و دیوارهای خانهها میگذرد، روایت دیگری از مقاومت را شکل میدهد. در شرایط جنگی، مادران با پذیرش مسئولیتهای مضاعف – از مدیریت اقتصاد خانه در زمان تورم و کمبود تا حفظ آرامش روانی کودکان در معرض استرس – به کانون تابآوری خانواده تبدیل میشوند.
بر اساس پژوهشهای صورت گرفته در مناطق جنگی، مادران با سه لایه از عوامل استرسزا مواجه هستند: نخست، درک مداوم از خطر و تهدید برای زندگی فرزندانشان؛ دوم، ناامنی مالی تشدیدشده در اثر جنگ؛ و سوم، اختلال عمیق در روالهای عادی و پیشبینیپذیر زندگی روزمره.
روالهای عادی؛ سلاحی علیه آشفتگی
یکی از مهمترین و در عین حال سادهترین راهکارهایی که مادران در خط مقدم بحران به کار میبندند، حفظ «روالهای عادی زندگی» است. وعدههای غذایی منظم، خواب به موقع، انجام تکالیف مدرسه و حتی ادامه بازیهای روزمره، پیامی به مغز کودک میفرستد که «هنوز زندگی عادی و قابل پیشبینی وجود دارد».
در شرایطی که جهان بیرون هرجومرج است، مادری که سفره را میچیند، صدای آرامشبخش خود را حفظ میکند و برای کودکان قصه میگوید، در حال ساختن «پناهگاه روانی» برای آنهاست. تحقیقات نشان میدهد که این «عادیسازی» یکی از مؤثرترین مکانیسمها برای کاهش پیامدهای روانی بلندمدت بحران در کودکان است.
مهندسی ذهن: چگونه مادران حقیقت را برای کودکان ساده میکنند؟
شاید پیچیدهترین نقش مادران در جنگ، «ترجمه» واقعیت تلخ به زبانی است که برای کودک قابل تحمل باشد. یک مادر افغانستانی در تحقیقی روایت کرده که چگونه در شبهایی که صدای انفجار نزدیک خانهشان را میلرزاند، به کودک مضطربش میگفت: «نگران نباش، این صدای آتشبازی در یک مراسم عروسی است».
این سادهسازی و تغییر روایت، نه از روی فریب، بلکه از روی عشق و برای حفظ «بیگناهی کودکی» انجام میشود. مادران با این کار، از شکلگیری ترسهای عمیق و ریشهدار در ذهن فرزندان جلوگیری میکنند و به آنها اجازه میدهند تا حد امکان در فضایی امن از نظر روانی رشد کنند.
خودکنترلی؛ واجب فراموش شده مادران
یکی از واقعیتهای تلخ اما انکارناپذیر این است که مادران در بحران، اغلب آخرین افرادی هستند که به فکر سلامت روان خود هستند. آنها با «سرکوب احساسات منفی» و «نادیده گرفتن خستگی خود»، سعی میکنند منبعی بیپایان از آرامش به نظر برسند.
این فداکاری اگرچه در کوتاهمدت به حفظ انسجام خانواده کمک میکند، در بلندمدت میتواند به فرسودگی شغلی و جسمی منجر شود. اما در فرهنگهای شرقی و به ویژه در ایران، این ایثار به عنوان یک «ارزش ذاتی مادری» شناخته میشود، جایی که مادران نسل انقلاب و دفاع مقدس نیز با همین صبر و استقامت، مردان و فرزندان خود را به جبهههای حق علیه باطل فرستادند و در سوگشان شکیبایی زینبوار پیشه کردند.
از زخم کهنه تا امروز؛ درسهای مادران دفاع مقدس
تجربه مادران در دوران هشت سال دفاع مقدس، گنجینهای از صبر و استقامت را برای فرهنگ ایرانی به یادگار گذاشته است. مادرانی که نه تنها مانع رفتن فرزندان به جبهه نشدند، بلکه با صلابت، پشتوانه روحی آنان بودند و پس از شهادت عزیزانشان، نه تنها خم به ابرو نیاوردند که به الگویی برای صبر و پایداری تبدیل شدند.
رهبر معظم انقلاب درباره این مادران فرمودهاند: «اراده محکم و استقامت این زنان، هر کسی را متواضع میکند. من هر بار با مادران و همسران شهدا دیدار میکنم، واقعاً احساس تواضع میکنم». این میراث معنوی در بحران امروز نیز جاری است و مادران ایرانی با تکیه بر همین سنت دیرینه، بار دیگر در حال نوشتن حماسهای از صبر و امید هستند.
تابآوری مادران ایرانی؛ روایت یک مطالعه میدانی
تحلیلهای علمی نیز مؤید این نقش حیاتی است. مادران ایرانی در جنگ اخیر، برخلاف نگاه قربانیمحورانه رسانههای خارجی که سعی در القای فروپاشی داشتند، در خط مقدم «جنگ روایتها» قرار گرفتند و با حضور فعال خود در فضای مجازی و واقعی، الگویی از آرامش و استواری ارائه دادند.
بر اساس تحقیقات روانشناختی، تابآوری مادران در این شرایط بر چهار محور استوار بوده است: اول، ایجاد درک از موقعیت (توجیه منطقی شرایط بحرانی برای خود و خانواده)، دوم، مدیریت فضای زندگی (حفظ نظم و کارکرد خانواده در سطح محلی)، سوم، تقویت حس تعلق (بازتعریف ارزشهای خانوادگی و ملی)، و چهارم، پردازش عاطفی فردی (مدیریت ترس و اضطراب شخصی برای جلوگیری از سرایت آن به فرزندان).
چالش منحصربهفرد مادران شاغل
در شرایط جنگی، بار مضاعفی بر دوش مادران شاغل سنگینی میکند. تحقیقات نشان میدهد که مادرانی که مجبور به ترک خانه برای کار هستند، با چالش «دوگانگی گناه» مواجهاند: از یک سو نگران امنیت فیزیکی کودک در غیاب خود هستند و از سوی دیگر، فشار روانی ناشی از دور ماندن از خانواده را تحمل میکنند.
از سوی دیگر، مادرانی که فرصت «کار از راه دور» را دارند، با این چالش مواجهند که چگونه میان مسئولیتهای حرفهای و نیازهای عاطفی اعضای خانواده که در استرس به سر میبرند، تعادل برقرار کنند. این عدم تعادل، در صورت نبود حمایت اجتماعی و شغلی، به شدت کیفیت مراقبت مادرانه را تحت تأثیر قرار میدهد.
توانمندسازی مادران؛ سرمایهگذاری برای آینده
کارشناسان حوزه سلامت روان بر این باورند که حمایت از مادران در شرایط بحرانی، نوعی «سرمایهگذاری برای سلامت نسل آینده» است. وقتی از مادران با ارائه خدمات مشاوره، گروههای همیار و حمایتهای عملی (مانند مراکز نگهداری موقت از کودک یا کمکهای معیشتی) حمایت شود، آنها میتوانند نقش مؤثرتری در حفظ ساختار خانواده ایفا کنند.
جمعبندی
مادران، قهرمانان خاموش و بیادعای جبهه خانواده هستند. آنها نه با سلاح، که با آغوش باز، لبخندی که خستگی پشتش پنهان است، و کلماتی که هراس را به امید تبدیل میکند، از کیان خانواده دفاع میکنند.
در روزهایی که گاه ارزش مادران تنها به هدیهای مادی خلاصه میشود، شاید عمیقترین ادای دین به این قشر فداکار، بازشناسی نقش واقعی آنها و فراهم کردن بسترهای حمایتی لازم برای ادامه این مسیر دشوار باشد. همانطور که رهبر معظم انقلاب تأکید کردهاند، عظمت زن ایرانی در صلابت و شجاعتی است که در دشوارترین لحظات تاریخی از خود نشان میدهد. این مادران نه فقط ستون خانواده، که سپر دفاعی فرهنگ و آینده این سرزمین هستند.